دو ساعت پر از هیجان
دیروز عمه اینا اومدن اهواز بعد از یک سال و نیم تا حالا سابقه نداشت نمی دونم شاید تابستون پارسال هم اومدن یادم نیست ولی عید نیومدن به خاطر شادی و شهرزاد که برا کنکور درس می خوندن چند روز پیش کنکورشونو دادن و راحت شدن الان هم که برای عروسی عموشون اومده بودن .
دیشب رفتیم خونه بابا جون اینا که ببینیمشون .
خیلی خوش گذشت ما بودیم نازنین اینا بودن شادی شهرزاد دلارام و خلاصه جمعمون جمع بود.
ساعت یک نصفه شب برگشتیم خونه من که زود خوابیدم چون حسابی خسته بودم.
راستی درسامم دارم می خونم . یواش یواش .![]()

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دو ساعت پر از هیجان
